جعفر شهرى باف
84
طهران قديم ( فارسى )
مىنمود . محكمهاى كه هرگز كسى در آن برائت نيافته مقصر و بىگناه و حاكم و محكوم مشمول مجازات شده طبق سر و وضع شوفرى ، درشكهچىگرى كه به نظر رئيس آن پول پيداكن بودند محكوم و جريمه شده بود . امتحان آييننامه حقير چنانچه ذكرش گذشت ساختمان يك طبقهاى با سه چهار اتاق در ضلع جنوب غربى ميدان توپخانه نبش ميدان و خيابان باب همايون بود كه در آن تصديق دوچرخه ، موتور سيكلت و اتومبيل مىدادند . به اين ترتيب كه در يكى از اتاقهاى آن چند سؤال از قواعد دست راست و دست چپ رفتن و قواعد انداختن نور در شب ، علائم و فاصله به مقوايى نوشته به ديوار كوبيده شده بود و متخصصى آماده كه با درخواستى شفاهى در همان ميدان راننده را گردش داده صدور تصديق مينمود . امتحان دوچرخه و موتور سيكلت نيز چندان كه دوچرخهسوار بتواند از طرف چپ دوچرخه ، سوار شده از طرف راست آن پايين بيايد و دور بزند و در مورد موتور سيكلت اين كه دندهها را بشناسد و بتواند دورى به گرد خويش زده با دستور و فرمان ممتحن حركت و توقف نمايد . دانستن علائم ( آييننامه ) ى اتومبيل هم فقط آن بود كه هنگام سبقت از دست چپ وسيلهء ديگر حركت نمايد و در حركت ، سى متر از اتومبيل جلوتر حريم نگاه بدارد و از سر بيرون كردن از اتومبيل و خبردار گفتن احتراز كرده به جاى داد زدن از بوق استفاده بكند ؟ و در شب براى پيچيدن جهت رفتن به طرف راست يك مرتبه چراغ زده براى سمت چپ رفتن دوبار چراغهايش را خاموش و روشن نمايد و بس ، و امتحان رانندگيش هم آنكه بتواند به نرمى حركت كرده در نقطه تذكر ممتحن ترمز كرده عقب و جلو نمودن بتواند . روزى كه هنوز هجده سالم نشده بود و با دو نوبت رانندگى كردن خود را قابل دانسته ، براى تصديق مراجعه نمودم و در ظرف نيم ساعت امتحان و قبول شدم ، بىخبر از مقررات آن كه سؤالاتى شفاهى نيز ضميمهاش مىباشد به اتاق ممتحن مقررات ( آئيننامه ) هدايت شده تحت امتحان قرار گرفتم . اول سؤال آن بود كه هنگام حركت از اتومبيل جلو چقدر بايد فاصلهء حريم داشته باشم و من كه اصلا اين موضوع به ذهنم نرسيده ، چه از آن مطالب چيزى به اطلاعم نرسيده بود